حرف های ناگفته
سالها از آخرین باری که وبلاگم رو آپدیت کردم میگذره ، اون موقع ها یعنی حدودا سال 81-82 دانشجو بودم و از درس و زندگی روزمره و دانشگاه می نوشتم ، و همزمان خواننده بسیاری از وبلاگ ها بودم یکی از وبلاگهایی که همیشه دنبال میکردم وبلاگ ( من و مانی) بود که فرناز قاضی زاده می نوشت تازه بچه دار شده بود و از مانی می نوشت منم که عاشق بچه بودم و همیشه مطالب وبلاگشو میخوندم ،با خودم میگفتم منم اگه یه روز بچه دار شدم حتما تمام لحظات زندگیشو ثبت میکنم و براش یه وبلاگ درست میکنم ، دوست داشتم تمام دوران جنینی پسرم رو براش ثبت کنم تا هم خودم یادم نره هم اون یه روزی بخونه و شاید خوشش بیاد ،اما نمیدونم چرا نکردم اصلا حوصله نداشتم ، با اینکه عاشق بچه بودم ا...
نویسنده :
سپیده
2:06



