متین من متین من، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

من و متین

حرف های ناگفته

سالها از آخرین باری که وبلاگم رو آپدیت کردم میگذره ، اون موقع ها یعنی حدودا سال 81-82 دانشجو بودم و از درس و زندگی روزمره و دانشگاه می نوشتم ، و همزمان خواننده بسیاری از وبلاگ ها بودم یکی از وبلاگهایی که همیشه دنبال میکردم وبلاگ ( من و مانی) بود که فرناز قاضی زاده می نوشت تازه بچه دار شده بود و از مانی می نوشت منم که عاشق بچه بودم و همیشه مطالب وبلاگشو میخوندم ،با خودم میگفتم منم اگه یه روز بچه دار شدم حتما تمام لحظات زندگیشو ثبت میکنم و براش یه وبلاگ درست میکنم ، دوست داشتم تمام دوران جنینی پسرم رو براش ثبت کنم تا هم خودم یادم نره هم اون یه روزی بخونه و شاید خوشش بیاد ،اما نمیدونم چرا نکردم اصلا حوصله نداشتم ، با اینکه عاشق بچه بودم ا...
3 خرداد 1392

نگرانی های من

٣٠ اردیبهشت ٩٢  امروز 30 اردیبهشته ،چشم بهم بزنم میشه 30 خرداد و من باید برم سر کار. این روزام همش به نگرانی و فکر و خیال میگذره  از طرفی مرخصی زایمان نه ماه تصویب نشد و از طرف دیگه اداره تا اطلاع ثانوی مرخصی بدون حقوق به کسی نمیده. احتمالا من که برم سر کار هم نه ماه تصویب میشه و هم موعد اطلاع ثانوی میشه و با درخواست مرخصی همه موافقت میشه. همیشه تو هر موقعیتی که بودم سخت ترین شرایط برام پیش اومده . نمیدونم این چه شانس نداشته ایه که من دارم. بازم شکر . همه اینا فدای یه تار موی آقا متین که الان دیگه تمام دنیای منه . سعی میکنم به پایان فکر نکنم شاید قبل از رسیدن به پایان گشایشی شود.الان 2 ماهه که متین رو برای چکاپ نبردم طفلک دکتر...
30 ارديبهشت 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و متین می باشد