متین من متین من، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 26 روز سن داره

من و متین

حرف های ناگفته

1392/3/3 2:06
نویسنده : سپیده
231 بازدید
اشتراک گذاری

سالها از آخرین باری که وبلاگم رو آپدیت کردم میگذره ، اون موقع ها یعنی حدودا سال 81-82 دانشجو بودم و از درس و زندگی روزمره و دانشگاه می نوشتم ، و همزمان خواننده بسیاری از وبلاگ ها بودم یکی از وبلاگهایی که همیشه دنبال میکردم وبلاگ ( من و مانی) بود که فرناز قاضی زاده می نوشت تازه بچه دار شده بود و از مانی می نوشت منم که عاشق بچه بودم و همیشه مطالب وبلاگشو میخوندم ،با خودم میگفتم منم اگه یه روز بچه دار شدم حتما تمام لحظات زندگیشو ثبت میکنم و براش یه وبلاگ درست میکنم ، دوست داشتم تمام دوران جنینی پسرم رو براش ثبت کنم تا هم خودم یادم نره هم اون یه روزی بخونه و شاید خوشش بیاد ،اما نمیدونم چرا نکردم اصلا حوصله نداشتم ، با اینکه عاشق بچه بودم اما انگار بچه داری خستم کرده ، شایدم بچه داری نیست چیز دیگه ای کسلم کرده به هر حال نمیدونم فقط اینو میدونم که ذوق نوشتن نداشتم ، امشب اما بعد سالها باز احساس کردم نوشتن می تونه آرومم کنه ، حس خوبی بهم میده، ساعت نزدیک 3 هست و متین خوابه ، کلا بد خوابه ،  روزا  فرصت هیچ کاری رو بهم نمیده  یا باید رو پام بخوابه اونم حد اکثر نیم ساعت یا بغل و بازی و .... .خلاصه که خیلی خسته میشم.آهان راستی یه وبلاگ دیگه م میخوندم که اسمش یادم نیست اما نویسنده اش یه خانوم بودهمیشه شوهرش رو با نام قهرمان  مینوشت ، من خیلی خوشم میومد واقعا احساس میکردم چه خوبه که آدم یه قهرمان تو زندگیش باشه چقدر خوبه که احساس کنی  یکی هست که بهش تکیه کنی و اون مثل یک قهرمان حمایتت کنه ،تصورم این بود که حتما شوهر منم همچین آدمیه ،اما همیشه تصورات آدم با واقعیت جور در نمیاد ، شوهرم مرد مهربانیست .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

متین من
19 اردیبهشت 92 3:10
موفق باشی دوستم برای ادامه وبلاگ نویسی والبته اسم پسرمنم متین هست خدا حفظشون کنه
متین من
19 اردیبهشت 92 3:16
راستی ادرس این من ومانی هم به من بده واسم تو وبم کامنت بذارتا منم بخونم مشتاق شدم مرسی
مائده(ني ني بوس)
20 اردیبهشت 92 1:04
سپيده جون دوران شيرين كودكي پسر گلت رو ثبت كن كه بچه ها خيلي زودتر از ما بزرگ ميشن
زهرا
23 اردیبهشت 92 15:17
سپیدم جونم راس می گی تصور و واقعیت همیشه نه بیشتر وقتا زمین تا آسمون از هم فاصله دارن. بعدشم ما مادریم و باید همیشه حوصله داشته باشیم. بعدترشم شوهر منم مهربون هست اما قهرمان نیست...
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و متین می باشد