متین من متین من، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره

من و متین

برای سلامتی بچه ها دعا کنیم

1392/3/3 2:07
نویسنده : سپیده
218 بازدید
اشتراک گذاری

عشق و علاقه من به بچه ها حسیه که در تک تک لحظات زندگیم باهام بوده، من با تمام وجودم بچه ها رو دوست دارم ، هر بچه ای باشه غریبه ، آشنا ، زشت، خوشگل همه رو دوست دارم .بچه ها پاک ترین و بی دفاع ترین موجودات روی زمین هستن. یه روز متین شیر نمیخورد و سینمو نمیگرفت منم خیلی غصه میخوردم و گریه میکردم از طرفی هم لج کرده بودم و باهاش مبارزه میکردم که بخوره ، متین هم تا سینمو میذاشتم دهنش جیغ میزد و خودشو کنار میکشید مامانم اومد بهم گفت ،با این بچه لج نکن این طفلک اسیره تو دسته ما نزار گشنه بمونه، این جمله مامانم تکونم داد هنوزم هر وقت یادش میفتم گریم میگیره ، اون لحظه انقدر دلم برای خودم میسوخت که چرا این بچه سینه منو نمیخوره که به هیچی فکر نمیکردم اما با این جمله مامانم متحول شدم ، کم کم بیخیال شدم  دیگه اصراری نداشتم که حتما شیر منو بخوره .هرچند که هنوزم دلم میسوزه اما شدت سوختنش مثل اون موقع ها نیست.

دیروز رفتیم بنی هاشم برای اقا متین پوشک خریدیم ، تو تعطیلات عید رفته بودم و علاوه بر پریما مارک اوی بی بی هم خریدم دوبسته ٧٢ تایی اما دیدم پای متین داره تیره میشه دیروز بردم پسش دادم و باز همون پریما رو خریدم سایز ٤. برگشتنه رفتیم بیمارستان کودکان ، نذر کرده بودم یه پولی برای کمک بدم به بچه های مریض رفتم بخش خون و سرپرستاره مهربونش دو تا از مادر ها رو یکی یکی صدا کرد و به هرکدوم مبلغی داد اون طفلی ها هم کلی تشکر میکردن. توی اون فاصله که اونجا بودم یه پسر حدود ٨-٩ ساله اومد به سر پرستار گفت : خاله اونجا که دارن نمایش میدن بهم گفتن ماسک بزن ، اونم رفت براش بیاره پسر بچه با یه غمی پرسید ، خاله من کی مرخص میشم؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  وای همونجا میخواستم زار زار گریه کنم ، خیلی دلم سوختتتتتتتتتتتت خیلییییی ، خدایا این بچه ها خیلی بی گناهن ، خدایا به بزرگیت قسمت میدم شفاشون بده ، این دردها خیلی زیاده برای جسه های کوچیکشون. ای خدا حالم خیلی بد شد. کاش کاری از دستم بر میومد . ای خدا تن سالم رو از هیچ کس نگیر .همه بچه هارو صحیح و سالم برای پدر مادراشون حفظ کن.الهی آمین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

زهرا
23 اردیبهشت 92 15:21
یادمه یه بار یه فیلمی می داد تو تلویزیون درباره بچه های سرطانی و من هر وقت این فیلمو نگاه می کردم زار زار گریه می کردم و همیشه به خدا می گفتم خدایا این بچه ها خیلی مطلوم تر از اوننکه بخوان اینجوری مریش بشن و هر روز تنشون سوراخ سوراخ بشه و شیمی درمانی و ... خدایا بیا و واسشون یه جور دیگه خدایی کن
مامان حدیث
23 اردیبهشت 92 15:27
ماشاا... چه اقایی شده خدا حفظش کنه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و متین می باشد