متین من متین من، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره

من و متین

طه و دینا

1392/5/13 1:36
نویسنده : سپیده
344 بازدید
اشتراک گذاری

یکشنبه ١٣ مرداد ٩٢

امروز بعد از یک ماه بالاخره رفتیم دیدن دوستم هدیه خانوم که از آمریکا اومده.صبح من و متین رفتیم خونه مامانم و اونجا متین رو بردم حموم .نزدیک ظهر خاله سیما اومد و چون ما امروز روزه نبودیم ناهار خوردیم و منتظر شدیم تا اقا متین از خواب بیدار بشه . ساعت ٢.٥ بیدار شد نهار خورد و ما حرکت کردیم به سوی خونه هدیه جونم. اونجا هم خیلی خوش گذشت. البته متین کلی شلوغ میکرد و از یه طرف قل میخورد میرفت یه ور دیگه در حالیکه طاها پسر هدیه که ٤٠ روز از متین بزرگتره ساکت یه جا نشسته بود و با یه موبایل اسباب بازی ساعتها سرگرم بود بعدم غذا خورد و خوابید .صدا ازین بچه در نیومد . ولی خوب عوضش همه نفری داشتیم تلاش میکردیم متین رو نگه داریم و ساکتش کنیم.اونم لطف کرد و نیم ساعت خوابید. و گذاشت ما یه کم باهم حرف بزنیم. هدیه کلی لباس بچه از امریکا آورده بود و من برای اقا متین باز یه عالمه خرید کردم.

 

از راست : طاها - دینا - متین

اینم لباسای جدید آقا متین

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان حدیث
30 مرداد 92 1:08
با یاد تو این ستاره ها رنگی بود این دفتر خاطرات من سنگی بود از درس کلاس عاشقی سهمم باز یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود .
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و متین می باشد