مرخصی استحقاقی
١٦ شهریور ٩٢
امروز رفتم اداره و با معاونمون صحبت کردم که مرخصی های استحقاقیمو استفاده کنم اونم موافقت کرد و اینطور شد که من تا ١٨ آذر مرخصی نوشتم.و دوباره اندکی خیالم از بابت متین آسوده شد. حداقل تا اون موقع پسر کوچولوی من تقریبا یک ساله میشه.حالا امیدوارم که مرخصی بدون حقوق دوباره آزاد بشه و بتونم تا عید رو خونه باشم.الهی آمین.
متین این روزا کلماتی مثل مامایی.بابا.دد رو میگه پله آشپزخونه رو سریع میاد بالا و ازین کار خیلی لذت میبره. دستشو میگیره به مبل ها و راه میره .اما اعتماد به نفس بچم یکم زیاد خیلی موقع ها دستشو ول میکنه که بره و اینجاست که دستان پرتوان مامان مانع زمین خوردنش میشه.به شدت به سنگ هاش شومینه علاقه داره و مدام چهاردست و پا میره به سمت شومینه که سنگاشو مشت کنه و بریزه رو سرامیک ها اون از صداش ذوق کنه .یه روز گذاشتم تا دلش میخواد بازی کنه بلکه این هوسش بخوابه که خیلی موثر بود نه اینکه دیگه نره سمتش اما خوب دیگه اون شدت اول رو نداره .البته بعد از اینکه کل سنگا رو ریخت من مجبور شدم یه خونه تکونی حسابی بکنم.بعدشم رفتم خودشو بشورمو لباساشو عوض کنم .توی دستشویی تا پوشکشو باز کردم دیدم چند تا سنگ افتاد کف دستشویی .
بچه با تمام وجودش بازی کرده بوده .در مواقعی هم که نره تو شومینه حتما میره به سمت میز تلویزیون.خلاصه که کارم شده اینکه هی بگیرمش و بزارمش پیش اسباب بازیهاش تو روروک هم که زیاد دوست نداره باشه و گریه میکنه اینه که بیشتر روزا برای اینکه هردو کلافه نشیم میزارمش تو کالسگه و میرم خونه مامانم.


مرخصی استحقاقی
